یکی از مهمترین صنایع که در عین حساسیت همواره نگاه دوسویه ای هم از طرف تولید کننده و هم از سوی مصرف کننده به آن وجود دارد، مکانیزم های آب بندی، مورد مصرف در سیستمهای انتقال سیالات در صنایع کلان کشور مانند صنعت نفت، گاز، پتروشیمی، پالایشگاه ها، فولاد سازی ها، آب و فاضلاب و . . . می باشد. چند سالی است که صنعتگران دنیا نگاهی حساس و دانش مدارانه به انواع سیستم های آب بندی دارند.

روی صحبت این چند سطر با صنعتگران ایرانی است. افرادی که در مواجهه با نیاز همیشگی خود نسبت به سیستم هایی که با آن قادر به نشت بندی پمپ ها و کمپرسورهای خود باشند و در عین حال هم صرفه اقتصادی، و هم مرغوب بودن همان سیستم را را در نظر بگیرند.
تولید سیستم های آب بندی در دهه اخیر رشد و رونق چشمگیری را شاهد بوده و بخصوص در چند سال اخیر، از طرف مصرف کننده و صنعتگر داخل کشور، با نگاهی کارشناسانه مورد نقادی و بررسی های کارشناسانه قرار می گیرد، چرا که استفاده صحیح، دانش مدارانه و دقیق انواع متفاوت سیستمهای آب بندی نه تنها صرفه بالای اقتصادی را به همراه دارد بلکه با نقشی حساس، تمام زیانهای ناشی از آلودگیهای مضر را چه در تجهیزات و چه در محیط زیست، به حد چشمگیری کاهش می دهد. به جرات میتوان مدعی شد که دانش طراحی، تولید و عرضه سیستم های آب بندی و در راس آن مکانیزم انواع مکانیکال سیل ها روند رو به رشد روزانه ای به خود گرفته و نه تنها تولید کنندگان آن هر روز سخنی تازه در این باب دارند که مشتریان و مصرف کنندگان نیز سعی در رشد دانش فنی آن محصول را دارند.

به هر حال قبل از ورود به مقوله بازار سیستم های آب بندی، بهتر است نیم نگاهی به روند رشد تولید این محصول در داخل کشور داشته باشیم. صنعتی که امروزه موفق به صادرات محصولی موفق و تامین دانش فنی آن در کشورهایی صنعتگرا مثل کره جنوبی، کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی چین که خود صادر کننده عمده انواع محصولات صنعتی به تمام دنیاست، شده است. مدتهاست که تولید این محصول در داخل کشور طعنه به رقبا و محصولات مشابه خارجی زده و گوی رقابت را در بازار داخلی از مدعیان بین المللی ربوده است. در عین حال به نظر میرسد که همواره نیاز و ظرفیت های روزافزونی برای گسترش بازارهای داخلی این صنعت وجود دارد ولی در عین تیراژ بالای تولید در داخل کشور، صرفاً بخاطر نگاه به قیمت پایین انواع تقلبی آنها، متاسفانه گلایه های هر روزه ای را از طرف مصرف کنندگان و بخصوص مدیران و مسئولین فنی سایتها شاهد هستیم. گلایه از بازه زمانی بسیار کوتاه سیستم های کپی شده و تمام مشکلات متوالی آن، از خرید دوباره، تعویض و رفع تخریب تجهیز مربوطه، ناشی از کیفیت پایین همان قطعه که منظور نظر همیشگی واحد مالی یا تدارکات سازمان با رویکرد ارزانتر بودن قطعه می باشد.

چرا ؟
چنانکه در چند سطر بالا خواندیم، این روزها رویکرد تصمیم گیران نهایی برای روند خرید در یک پروژه، صرفاً “قیمت” می باشد و دیگر فاکتورهای اعلام شده در یک برگه استعلام، تماماً تحت الشعاع همین آیتم یعنی “قیمت” بوده و در ردیف های بعد از آن درج می گردد. این آیتم (قیمت ارزانتر) عامل تصمیم نهایی برای تصمیم گیر نهایی در اجرای یک پروژه می باشد، صرف نظر از کیفیت، دانش فنی اعمال شده در ساخت ادوات، تجارب قبلی نسبت به استفاده محصول و برند اصل، پیشنهاد کارشناسان واحد فنی یا مهندسی در استفاده از محصول اصل، گارانتی، وارانتی و . . . همه و همه تحت الشعاع همان آیتم “مضر” میباشد. شاید واژه “مضر” از طرف تصمیم گیر و سیاستگذاران خرید، واژه ای غیر مرتبط عنوان شود ولی به قطع یقین، افراد واحدهای فنی، مهندسی و در نهایت اپراتورهایی که در تماس مستقیم و کار با هر قطعه صنعتی هستند، واژه و عبارتی کاملاً منطقی دیده شود.

در تمام واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ کشور، هر روز استعلام هایی برای قطعه یا هر نوع خدماتی واصل میگردد که پس از اعلام و ارسال پیشنهاد فنی و مالی، آن پیروز میدان است که صرف نظر از تمام توانایی ها و تجارب ارزشمند فنی و مهندسی، قیمت پایین تری را در برگه پیشنهاد مالی اعلام نموده است. آیا هر چه ارزان است، نفع کارفرما را به دنبال دارد؟ آیا خرید از واحدی که کارگاهی را برای مهندسی معکوس اجناس اصل و در یک کلام کپی برداری و کپی سازی همان اجناس برپا کرده، به نفع کارفرماست؟ هر روزه از واحدهای صنعتی صاحب نام و دارای دانش فنی در ساخت هر محصولی، افراد زیادی با کسب کوتاه مدت اطلاعات خصوصی همان سازمان از آنها جدا می شوند و با تجهیز کارگاهی به دور از تمام استانداردهای لازم، مدعی دانش فنی و توانمندی ساخت قطعاتی می گردند که هرگز اعتبار فنی ندارند و آنچه ادعا می کنند، توانمندی و دانش فنی همان سازمانی هست که مدتی با اعتماد و اطمینان، پذیرای حضور هدفمند! ایشان بودند. بدیهی است

که قیمت پیشنهادی ایشان برای محصولی غیر اصل و حتی تقلبی، قیمتی پایین و در نتیجه برنده هر استعلام و مناقصه ای می گردد. نگاه و بازدیدی کوتاه از کارگاههای کوچک کپی ساز موید این ادعاست. صِرف تجهیز یک کارگاه با یکی دو دستگاه تراش و CNC و فرز و کارگران بسیار ماهر در پدیده مهندسی معکوس، فقط استفاده و سرقت دانش فنی شرکتها و سازمانهایی است که سالها با صرف هزینه های هنگفت و بکارگیری دانش و علم روز اقدام به تولید قطعات اصل می کنند و بدیهی تر آنکه قیمت محصولات این سازمانها و شرکتها همواره در برگه های استعلام، محکوم به شکست میباشد.
نمونه ای از این ادعا که هر روز گریبان گیر صنایع کشور است، کپی برداری و ساخت غیر استاندارد سیستم های آب بندی و مکانیکال سیل هاست. سیستمهایی که حساسیت کاری آنها بر هیچ کس پوشیده نیست لیکن آشفته بازار صنعتی پر شده از کارگاه ها و افراد مدعی ساخت سیستماتیک و استاندارد سیستم های آب بندی برای هر نوع تجهیز، مورد استفاده در هر نوع از صنایع کلان و غیر کلان داخل کشور که به دنبال افرادی است که در برگه های استعلام و مناقصات خرد و کلان کمترین قیمت را درج می کنند، فارغ از پیامدهای سراسر “مضر” برای تجهیزات موجود در سایتهای خود. طبق گزارشات ناشی از بررسی های فنی نسبت به نصب قطعات کپی شده بر روی تجهیزات حساس (ذکر مرجع مربوطه جایز نیست) به وضوح نشانگر موارد ذیل است:

1) کاهش طول زمان کارکرد تا حد 20% نسبت به انواع اصل و ORIGIN
2) توقف کارکرد تجهیز
3) بروز خسارت مالی به علت آسیب فنی به تجهیز و زمان خواب آن
4) زیان مالی به واسطه تکرر خرید قطعات غیر اصلی
5) کسب اطلاعات غلط فنی در خصوص قطعات مورد استفاده در تجهیزات
که قطعاً با نگاهی گسترده تر، میتوان موارد بیشتری را به 5 مورد فوق اضافه کرد، مواردی که همواره افراد فنی و مهندسی با آنها درگیرند و مسئولین برگزاری مناقصه مسرور از انعقاد قرارداد پروژه ای موفق. اصولاً اجرای پروسه خرید یا در قالب مناقصه باز برگزار می گردد یا مناقصه ای محدود. در مناقصات باز، مناقصه گذار بدون در نظر داشتن هیچ الزامی، از تمام مدعیان در یک صنعت تخصصی دعوت نموده و از آنها فقط قیمت می خواهد. بدیهی است که درخواست ارائه فاکتورهای فنی از کارگاهی که در مقایسه با سازمانی دانش بنیان و با خط تولیدی کارآمد هرگز حرفی برای گفتن ندارد، روالی فرمالیته برای خالی نبودن سطور و جداول برگه های مناقصه است. در مناقصه های محدود نیز از چند صنعتگر مرتبط با موضوع مناقصه دعوت می شود که هر یک مدعی و صاحب نظرند که اغلب نیز ادعاهایی بجا و صحیح می نماید. دقیقاً در پروژه هایی حساس و دقیق است که مناقصه گذار موظف به سنجش پیمانکاران به شکلی صد در صد فنی و تجربی است. در مناقصات باز توقعی به این امر نیست لیکن در مناقصات محدود که موضوع پروژه از حساسیت بالایی برخوردار است، نه تنها این مهم و تائیدیه واحد فنی که ابتدا اقدام به گشایش پاکات فنی می نماید، در نظر گرفته نمی شود که فاکتوری به نام “قیمت” حرف اول و آخر را میزند و آخر الامر محصولی است بدون کیفیت که روی دست اپراتور متخصصی می ماند که همواره با مشکل نصب، اجرا، تعمیر و . . . . روبرو است.

سید کمال میرحسینی
شرکت سیستم های آب بندی پارس (بورگمن پارس)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *